سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

245

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

مطلب را به اطلاع حسين برساند . اما حبيب بن مظاهر و زهير بن القين كوشش مىكردند تا ارتش اموى را نسبت به خطاكارىهايشان متقاعد سازند ، گفتگوهاى سودمندى بين اين دو مرد و مخالفين آن‌ها در تاريخ ثبت شده است . حبيب بن مظاهر ابتدا با دشمن سخن گفت : « به خدا قسم ، چقدر بيچاره و بدبخت و شرورند مردمى كه پس از قتل خاندان و اهل بيت پيامبرشان در پيشگاه خداوند حضور يابند . اى مردم ، اين خاندان مقدّس كسانى هستند كه بهترين عبادت كنندگان خدايند و بامدادان خود را به كوشش و فداكارى در راه حقّ مىگذرانند و خود را وقف بهترين يادهاى او كرده‌اند . » عزرة بن قيس از سوى امويان با تمسخر و طعنه پاسخ داد : « با پاكى روح هر چقدر كه مىخواهيد به جلو برويد . » ( يعنى اينكه : « سعى نكنيد ما را متقاعد سازيد » ) . زهير بن القين بر اين ياوه‌گويى چنين پاسخ داد : « اى عزره ! خداوند در حقيقت روح ما را پاك گردانيده است و ما را هدايت فرموده است . پس اى عزره ، از خدا بترس ، من يكى از صميمىترين ناصحين توام ، خداوند تو را به تفكّر وادارد ، اى عزره آيا مايلى از كسانى باشى كه خود را با كشتن اين ارواح پاك و مقدّس در راه خطا ثابت نگهداشته‌اند [ حسين ( ع ) و ديگر اعضاى اهل البيت ] ؟ » عزرة بن قيس دوباره پاسخ داد : « اى زهير ، تو كه در ميان شيعيان على ( ع ) نبودى ، بلكه مشهور بود كه عثمانى هستى » زهير پاسخ داد : « ولى اكنون حسينيم و تو بايد درك كنى كه من شيعه على ( ع ) هستم . » ( 73 ) 3 - پس از مهلت يك شبه و محو همهء امّيدها ، كاملا مشخص بود كه منادى مرگ در روز بعد حسين ( ع ) و يارانش را فرا خواهد خواند . او همهء ياران خود را جمع كرده و از آنان خواست تا وى را تنها گذارند زيرا دشمنان هيچ چيز جز سر او را نمىخواهند . همهء ياران و خويشان برجسته حسين ( ع ) در پاسخ از اين كه او را رها كنند امتناع ورزيدند و وفادارى خود را تا سرحدّ مرگ ديگر بار اعلام داشتند . ( 74 ) در اين مرحله ، از اعلام وفاداريهاى ، عباس و خويشان او بدين خاطر كه